سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )

56

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )

در ص 21 راجع بغدير خم و نصب على عليه السّلام بخلافت و امامت اشكالاتى نموده است . جوابش در ص 600 تا 624 همين كتاب مورد مطالعه قرار گيرد تا رفع اشكال گردد در ص 23 نوشته است كه على عليه السّلام هيچ‌گاه از عقب‌ماندگى خود دلتنگ نبوده بلكه راضى هم بوده ؟ ! دلائل بر بطلان قول او و اثبات اينكه آن حضرت كاملا دلتنگ و ناراضى بوده بسيار است بمختصرى از مفصل در ص 835 تا ص 844 و ص 1011 تا 1012 همين كتاب اشاره شده است . در ص 27 با استشهاد به آيه شريفه قرآن مجيد مىرساند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بشرى بوده مانند ديگران ؟ ! ! براى حلّ معمّا و جواب اين مغلطه و پى بردن باينكه خداوند علم غيب خود را ببعض از برگزيدگان خلق افاضه نموده مراجعه شود بص 902 تا ص 910 همين كتاب . در ص 31 و 34 گويد امامان مانند ديگران مرده‌گان و هيچ‌كاره‌اند و زيارت قبور ائمه بت‌پرستى است ! ! ! جوابش را از ص 245 تا ص 268 همين كتاب مطالعه نمائيد . در ص 39 نوشته است حسين بن على بطلب خلافت برخاست و نتوانست كارى از پيش ببرد كشته شد ! ! ! جوابش را از ص 534 تا 555 همين كتاب بخوانيد تا بدانيد كه مفخر شهداء عالم حسين بن على عليهما السّلام قيام به حق نموده نه براى جلب خلافت و رياست ظاهريه در چندين جاى كتابش تكرار مىكند كه بر خلافت على نصّى و دليلى نبوده . جواب پراكنده‌گوئيهاى او در اثبات دلائل و نصوص صريحه در ص 317 تا ص 322 و از ص 600 تا ص 624 داده شده كه على عليه السّلام خليفه منصوص بوده است . اگر بخواهم به تمام پراكنده‌گوئيها و سفسطه بازيهاى او جواب بدهم خود كتابى علىحده ميخواهد با مقدمه‌نويسى مناسبتى ندارد . علاوه بر همه اينها دروغها و تهمتهاى بسيارى آن افسارگسيخته گسسته بشيعيان و علماء شيعه زده است حقه بازيها نموده و براى جلب نظر عوام و جوانان نارس بىخبر از همه جا عكسهائى